دشت پروانهها به قلم آوینا بابایی (مگان)
پارت هفتم :
دو دل بودم که برم بیرون و لباسم رو به لوکا هم نشون بدم یا نه. اصلا لازمه این کار؟!
با پاشنه کفشم روی پارکت اتاق پرو ضرب گرفتم و دستهام رو به کمر زدم و متفکر به آینه مقابلم نگاه کردم.
فکر نکنم لازم باشه. پررو میشه فکر میکنه اومدم بیرون ک ...
در حال بارگذاری ادامهی پارت هستیم. مشاهده ادامهی پارت به خاطر طولانی بودن ممکن است کمی زمان ببرد.
لطفا کمی صبر کنید ...
با تشکر از صبر و شکیبایی شما

لطفا صبر کنید...

زینب
0وایسا ببینم اصلا آترین الارا رو از کجا میشناسه نکنه عاشقشه؟